بتول فیروزان | روان‌کاو، پژوهشگر و مترجم

اندکی از او بسیاریست از همه چیز …

احساس همدردی و همدلی جامعه روان‌کاوان و نیز تأثر و دریغ اهالی تألیف و ترجمه و پژوهش، خانواده و دوستان بتول نازنین را برآن داشت تا این وب‌سایت را برای جمع‌آوری و انعکاس نوشته‌ها، مقالات، گفته‌های انتقادی، سخرانی‌ها و همچنین یادها و خاطرات او راه‌اندازی کنند.

چقدر باید حسرت و دریغ خورد از آنکه بتول، روان‌کاو، پژوهشگر و مترجم، درست در زمانی که اخلاق‌مداری، روحیه‌ی پژوهشگری، تفکر انتقادی، دقت علمی و منش سخت کوشانه‌اش به ثمر نشسته بود و در سن ۳۴ سالگی می‌‌توانست بر اطرافیانش به قدر خودش و دانش و تجربه اندوخته‌اش تأثیر بگذارد از این دنیای خاکی پر کشید.

این گوشه‌ای از زندگی، فعالیت‌ها، آثار، امیدها و جلوه‌های درخشندە‌ی بتول فیروزان است. یادش گرامی باد …

در فاصله‌ی سال‌های ۱۳94 تا ۱۳99 مسئول امور فرهنگی شهر کتاب الف بود. همچنین تا سال ۱۳96 با مجلە‌ی شهر کتاب، که خود نقش مؤثری در تأسیس و راه‌اندازی آن داشت همکاری کرد. از جملە‌ی آثار مکتوب او در آن دوره، مقاله‌ای بود دربارە‌ی مقولە‌ی «آغاز» با عنوان «شروع ناممکن بوده و ناممکن خواهد بود» و مقاله‌ای دربارە‌ی کابوس و اهمیت به یاد داشتن کابوس با عنوان «نه فراموش کن، نه فرار». از آثار دیگر او همچنین می‌توان به مقالە‌ی «رمضان عید همگانی؛ نگاهی مقایسه‌ای به رمضان عربی و رمضان ایرانی» اشاره کرد.

در زمستان ۱۳96 بتول در یک دورە‌ی دو هفته‌ای که دانشگاه صنعتی امیرکبیر با همکاری مؤسسە‌ی سوئیسی My Climate برگزار کرده بود شرکت کرد. موضوع این دوره، «توسعۀ پایدار با تمرکز بر جامعە‌ی ایران» بود. باری، بتول همواره به فکر آینده بود و دغدغە‌ی نوجوانان را داشت و پس از گذراندن این دوره، در سال ۱۳97 به فکر برگزاری کارگاه‌هایی برای نوجوانان با موضوع «توسعە‌ی پایدار» افتاد. مؤسسە‌ی خرد، وقتی از این ایده مطلع شد از ایشان دعوت کرد تا این کارگاه‌ها را به صورت انجمن درآورد و در برنامە‌ی سال تحصیلی مقطع متوسطه بگنجاند. این کارگاه‌ها به مدت چندین سال پیاپی برگزار شد و پروژه‌هایی که دانش‌آموزان برای این کارگاه‌ها انجام می‌دادند، معمولا در زمرە‌ی پروژه‌های برتر منظومه خرد قرار میگرفتند.

بتول با وجود آنکه تخصص و صالحیت لازم برای ورود حرفه‌ای به عرصە‌ی روانکاوی را داشت، اما مدت زیادی طول کشید تا خود را برای فعالیت در این حوزه متقاعد کند. حساسیت بالا و احساس مسئولیت عمیقی که نسبت به مواجهه با ذهن و روان انسان‌ها داشت سبب می‌شد این کار را به تأخیر بیندازد. با همە‌ی این‌ها سرانجام از زمستان ۱4۰۰ فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان روانکاو در مرکز روانشناسی سیاووشان آغاز کرد.

در سالهای اخیر و در کنار فعالیت حرفه‌ای، همچنان به کار فرهنگی و فکری نیز مشغول بود. کتاب‌هایی در دست تألیف و ترجمه داشت و با ناشرانی مانند نشر اطراف نیز همکاری می‌کرد. در دورە‌ی همه‌گیری کرونا مقاله‌ای نوشت با عنوان «دیدار در قرنطینه؛ نگاهی تاریخی به حج در عصر اپیدمی». از آثار دیگر او در سال ۱4۰۱ می‌توان به مقاله‌های «زیارت، گسست، گذار و پیوند دوباره»، «شدت پریشانی‌ات چند است»، «جستاری دربارە‌ی پدیدە‌ی درد» و «وحشت نابودی؛ نگاهی به زیست سوژه در فضای توتالیتاریسم» اشاره کرد. به این‌ها باید افزود ترجمە‌ی دو کتاب با عناوین «پسری که با برگ موز فوتبال راه انداخت» و «نقطه می‌خواست فرار کند».

بتول از دانشگاه نیویورک در رشته‌ی مطالعات خاور نزدیک پذیرش گرفته بود. پاییز ۱4۰2 قرار بود تحصیل در دوره‌ی دکتری را آغاز کند و هیجان همکاری با اساتیدی همچون Mona El-Ghobashy، Sarah Pursley و علی میر سپاسی را داشت. دلش می‌خواست زندگی کردن در شهر نیویورک را تجربه کند، زبان ترکی یاد بگیرد و هویت لبنانی-ایرانی‌اش را بازشناسی کند. تصمیم داشت به ترجمه ادامه دهد. همچنان بیشتر بیاموزد و بیشتر تفکر کند تا بتواند در ده سال آینده نهادی مدنی برای ترویج تفکر انتقادی و خوانش‌های آلترناتیو راه بیندازد که در راستای توانمندسازی جوامع در خاور نزدیک، به ویژه ایران و لبنان گام‌های مؤثری بردارد.